چارلز توضیح می دهد چگونه یک پیروزی موفق به تغییر زندگی او شد
اگر شما وارد بازی های قرعه کشی شوید، جوایز خنک مانند کارت های نقدی، آی پاد و خرید اسپری ها را خواهید برد. اما چیز عالی در مورد مسابقات این است که شما هرگز نمی دانید زمانی که شما قصد دارید به یک جایزه واقعا بزرگ ضربه بزنید. و آن جوایز بزرگ می توانند مکان هایی را که هیچ وقت رویای آنها را ندیده اید را بیابید.
چارس این داستان اولین برنده بزرگ خود را به اشتراک می گذارد و چگونه زندگی او را تغییر داد.
سفر شارل تغییر زندگی به مصر
"این سخت است که باور، اما سفر به مصر اولین جایزه من تا به حال برنده شد!
من یکی از آن افرادی بودم که فکر میکردند «من هرگز برنده یک مسابقه نخواهم شد»، بنابراین هرگز هرگز وارد هیچکدام نشدم. خوب، دکتر فلفل و Expedia ارتقاء داشتند، من یک شب خسته شدم و وارد کد کوچکی در سایت خود کردم و یک کلاه بیس بال به دست آوردم!
من در حال ورود به تفکر هستم که می توانم یک پسر بسکتبال دیگری برای پسر دیگرم ببرم و در طول تابستان من حدود 25 یا بیشتر از کلاهها را وارد کردم. (من عاشق رژیم غذایی دکتر فلفل!) یک شب من ایمیل خود را خواندم و یک جمله دریافت کردم که من یکی از 23 جایزه بزرگ در ایندیانا جونز و مسابقات غار کریستال را از دکتر پپر برده ام.
شارل ادعا می کند جایزه او
در ابتدا، من آن را باور نکردم و فکر می کردم که برخی از کلاهبرداری / هرزنامه بود. من شوهرم را در محل کار خواندم و اولین چیزی که از دهان او بود گفت: «به کسی نگویید، اگر یک کلاهبرداری به نظر بیاید، به نظر احمقانه!»
اما من در مورد آن فکر کردم، و هیچ کس متوجه نشدم، اما دکتر پپر می دانست که من وارد این رقابت ها شدم. من به شماره تلفن در ایمیل نگاه کردم که من قرار بود تماس بگیرم، و کد منطقه را نگاه کردم و متوجه شدم که آن را برای سیاتل، WA بود.
سپس من به دنبال Expedia، که در سیاتل بود! شروع کردم به هیجان زدن!
روز بعد من شماره و خانم در Expedia را صدا می زنم، خوب، او باید در تمام طول روز جوایز فوق العاده را به دست آورد چون او در این صدای صاف به من گفت: بله، سفر خود را برداشتید، آیا این را می خواهید؟ من خیلی هیجان زده بودم و می توانستم به سختی تنفس کنم.
ما باید از یکی از شهرهای ایندیانا جونز که در سفرهای خود به هند، اردن، پرو، یا مصر سفر می کردیم را انتخاب کنیم. ما به دلایل بسیاری مصر را انتخاب کردیم، اما بیشتر به این دلیل که شامل یک کروز سه روزه به پایین نیل بودیم.
پیش از سفر، من بیشتر ترسیدم و ناامید شدم از هیجان. من هرگز خارج از آمریکای شمالی نبوده ام، هرگز در یک هواپیما نبودم که داستان های بسیاری در مورد مسیحیان در یک کشور مسلمان و غیره خوانده ام.
اگر بتوانم در زمان به عقب بازگردم، تمام چمدان ذهنی را از پنجره پرتاب می کنم و به خودم اجازه می دهم که فقط هیجان زده شود! تمام نگرانی هایم خیلی بی معنی بود، من متوجه شدم.
سفر به مصر
ما ده روز در کشور صرف کردیم و از قاهره در قطار خوابگاه به اسوان (یک شهر زیبا و زیبا) رفتیم. از آن جا، ما به ابو سیبل پرواز کردیم (که در دریاچه ناصر است که مرز سودان است)، سپس به اسوان بازگشت. از اسوان ما سه روز کروز رودخانه نیل را به اقصر بردیم، سپس یک پرواز به قاهره انجام دادیم.
دکتر Pepper / Expedia برای تور خصوصی پرداخت کرد و راهنمای ما بهترین مرد جوان به نام احمد سایمر بود. او حدود 27 سال داشت و یک مصر شناس متخصص و تحصیل کرده بود.
داشتن یک تور خصوصی واقعا باعث ایجاد تفاوت شد. به جای اینکه با یک گروه بزرگ سر و کله بزنیم، باید ده روز و شب با احمد خرج کنیم، و ساعت ها با ساعت صحبت کردیم.
ما واقعا با احمد تماس گرفتیم، او لذت بخش، خنده دار بود و واقعا به نظر می رسید آمریکایی ها را دوست دارد. او تا به حال سوالات بسیاری در مورد آمریکا داشت که ما درباره مصر، مسلمان بودن و فرهنگ مصر داریم. من درباره اسلام خیلی چیزها آموختم و آنچه مسلمان بودم. واقعا این سفر به مصر آموزش و پرورش برای همسر و من بود؛ ما خیلی آموختیم
از آنجا که ما در تور خصوصی بودیم، باید کارهای زیادی انجام دادیم که نباید انجام داد. به عنوان مثال، به جای اینکه ما را به رستوران های گردشگری در قاهره ببریم، احمد ما را به رستوران هایی می برد که خانواده اش را به ارمغان می آورد. (غذای مصر به طریقی خوشمزه است!)
مصر تغییر زندگی چارلز
اکثر مصری هایی که ما دیدیم، سوالاتی در مورد آمریکا می پرسند. اگر چه به نظر می رسد که رسانه ها در آمریکا ما را به نمایش می گذارند، زیرا کشورهای دیگر آن را نادیده می گیرند، این احساس من در مصر نبود.
در واقع، به نظر می رسید اکثر مردم ما به صحبت کردن به رویاهای آمدن به امریکا روزی بود، و از ما پرسید بسیاری از سوال در مورد آنچه که در اینجا بود. شایع ترین سوال در مورد دیزنی لند بود !!
مصر بسیار خوشحال شدم. ما احساس می کردیم در آنجا امن هستیم، من هیچ وقت لرزش نگرفتم یا احساس نکردم که در معرض خطر بودیم.
در حقیقت، در شب سوم، ما به ایستگاه قطار رفتیم تا قطار خواب را بگیریم. این مثل یک مترو زیرزمینی بود، شلوغ، پر سر و صدا و پر از صدها نفر از همه سطوح اجتماعی و اقتصادی. ما بعضی از نیمکت ها را پیدا کردیم که در کنار یک کلوچه دنج کوچکی قرار می گرفتند که در جلوی چنگال حاوی سدیم و میان وعده بودند.
در حالی که منتظر قطار بودیم، متوجه شدم که مردی که در حال راه رفتن است، بیرون می آید، درب را بست (اما قفل نمی شود)، و رها می شود. من همه ی این افراد را می بینم که در حال چرخش است و هیچ کس در مقابل چنگال یک آیتم جانبی قرار نگرفته و نه جعبه نقدی قفل شده به راحتی در صندوق نشسته است!
نمونه های بسیاری از مردم صادقانه بودند و از یکدیگر استفاده نمی کردند. یک شب ما در اقصر با کشتی کروز وصل شدیم. شوهرم به ما نوشیدنی می دهد یک بچه با Cokes سمت راست از خروج کروز وجود داشت، بنابراین شوهرم از او پرسید که آیا او هر کدام از رژیم غذایی است. این بچه گفت: "مطمئنا، فقط یک دقیقه،" و فرار از ترک نوشیدنی های خود و شوهر من فقط ایستاده بود، به طور کامل اعتماد به این که شوهر من نمی خواهد او را پاره کردن. پس از حدود 15 دقیقه، بچه با دو لیتر رژیم غذایی کیک برگشت
در شب گذشته ما در اقصر، من به طور تصادفی دوربین فیلمبرداری خود را در یک تاکسی ترک کرد. من متوجه نشدم که تا روز بعدی که میز جلوی نامیده شد آن را گم کرده بودم و گفتم که راننده تاکسی اولین چیزی که در صبح برای اولین بار به آنجا آمده است را ترک کرده است. راننده تاکسی بدون انتظار برای ما آمد و ادعا کرد (و او را به نوک).
من واقعا وقت خود را در مصر دوست داشتم من باید اهرام، مقبره ها و معابد را ببینم، اما مهمتر از آن، من باید یاد بگیرم که چگونه مصری ها زندگی می کردند، چه چیزی خوردند، چگونه با یکدیگر تعامل داشتند. اگر فرصتی داده شود، می خواهم به ضربان قلب برگردم و فرزندانم را بیاورم. من به دکتر پرف و Expedia.com بسیار سپاسگزارم برای این سفر به من.
9 ماه از زمان بازگشت ما گذشته است و روزی نیست که من در مورد این تجربه فکر نکنم. من واقعا احساس می کنم این زندگی من را تغییر داد. "